السيد موسى الشبيري الزنجاني

6988

كتاب النكاح ( فارسى )

صورت شخص بخواهد برادر شبيه او را تحويل دهد . البته احتمال معترضه بودن جمله « و لو قيل . . . » بيشتر است ؛ چرا كه مرحوم شيخ هر دو عبارت « و لو اصدقها ظرفا . . . » و « و كذا لو تزوجها على عبد . . . » را دارد و قاعده اين است كه محقق ابتدا همه متن را نقل كند و سپس حاشيه خود را بگويد و لذا با توجه به اينكه عنايت و نظر محقق هم جمع‌آورى و جمع‌بندى عبارات شيخ بوده است ، در اينجا هم عبارت « و لو قيل » اظهار نظر او در بين دو عبارت شيخ و به عنوان جمله معترضه مىباشد . معناى سوم : تشبيه فقط راجع به اين باشد كه بايد معقود عليه در نظر گرفته شود و به بطلان مهر كه قائلين به مهر المثل مىگويند حكم نشود . مهريه را روى قصد متعاقدين هر چه هست بايد تنظيم كنند و به واقع در خارج كارى نداشته باشند كه بگويند مستحلين اينطور مىخواهند بگويند و لذا همانطورى كه در مسأله خمر و خلّ بر اساس قصد متعاقدين كه خلّ بود حكم به مهر بودن آن شد ، در مسأله عبد و حر يا عبد مستحق هم حكم به مهر بودن عبد مىشود ، با اين فرق كه خلّ مثلى بود ، پس بايد مثل خلّ تلف شده را بدهد ، ولى عبد قيمى است چون تحويل انسان ديگر كه در اوصاف منهاى حريت و رقيت مشابه باشد مشكل است ، پس بايد قيمت آن داده شود . اشكال شهيد ثانى بر عبارت محقق مرحوم شهيد ثانى در اينجا مىگويد : با توجه به اينكه خريدوفروش حر مستحلى ندارد ؛ پس قول اول - كه حكم به مهر بودن قيمت در نزد مستحل است - در صورتى كه عبد مهر قرار داده شده ، حر بوده باشد نمىآيد و فقط همان دو قول بطلان مهر و تعلق مهر المثل و يا صحت مهر و مهر بودن مثل يا قيمت عبد در اين صورت مىآيد و لذا ظاهر در كلام محقق يك مسامحه‌اى رخ داده است . فرع : حكم خمر بودن يكى از دو ظرف خلّ مهر قرار داده شده عبارت « جواهر » « فلو امهرها عبدين مثلًا فبان احدهما حرا لم ينحصر الصداق فى